|
|
|
|
|
مدتی بود که می خواستم برم کافه لیلا حاتمی
اما پیش نمی اومد.دیگه بعد اینم بخواد پیش بیاد دیگه نمی شه رفت.اونجا هم به خاطرات پیوست. سینما جمهوری "نیاگارای سابق"که گویا میراث مشترک مرحوم حاتمی و فردین بود سوخت و خاکستر شد. به همین راحتی و کوتاهی شاید چند ده سال دیگه یه ساختمان شتاب زده و عقیم و ابتر دیگری با یه معماری متوسط همچون سینما آزادی اونجا قد الم کنه.ولی به احتمال زیاد با کاربری فروش پارچه های تریکو جهت دوخت پیژامه و تی شرت نه جایی دنج برای لحظه ای خلوت.گپ.قهوه و یا مطالعه یه رمان قدیمی و یا فقط یه لبخند از سر شاید یک خوشی کوچک |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 25 آبان1387ساعت 17:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
پنجره بگشا جهان باغ پر از رنگ و بوست شاهد و گل خواه و مل ، گر طربت آرزوست عارف خوش آرزو ! منتظر چيستي ؟ آنسوي اين پنجره منظره روي اوست اين شعر رو آقاي صدفي ، پنجشنبه گذشته در مسير برگشت از پلنگ چال خواند . اما واقعا بهترين توصيف اون روز دركه بود . نم باروني زده بود و صخره ها مي درخشيدند . برگ درختان صدها رنگ داشت و هوا لطافتي وصف ناشدني و از همه مهمتر خدايي كه حضورش همه فضا رو آكنده بود . بگذريم قرار نيست بعد از مدتها تعطيلي كافه ، وصف زيبايي دركه رو بگم كه البته به وصف هم نمياد . خيلي سرم شلوغ بود كلي مطلب گفتني داشتم كه فرصت نمي شد بنويسم از حلقه اي كه نيمه كاره رها شده تا پيشنهاد مهرداد مبني بر بحث سانسور كتاب و تحولات كاري خودم و دانشكده و دهها مطلب ديگه . بالاخره امروز خواستم كه براي بالا كشيدن كركره كافه دوباره همت كنم . اين روز ها به جملاتي از كتاب " روي ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفي مستور " بيشتر مي انديشم . جملاتي كه به گمانم تمام ارزش كتاب به همان چند جمله است ، حدود صفحه 65 كتاب ، جملاتي از زبان علي نقل ميشه با اين مضمون كه : " زندگي لايه لايه است و اين لايه ها رو ما مي سازيم و هر لايه اي كه مي سازيم شرايط رو براي ساختن لايه بعدي فراهم مي كنه و در نهايت تركيب اين لايه ها ميشه زندگي ما " شايد اين عصاره اگزيستانسياليسميه كه من بهش معتقدم و البته تعبير من از معناي زندگي . روز پنجشنبه دوستي كه او هم به اين نگاه اعتقاد داشت همين موضوع رو به زبان ديگه اي بيان مي كرد و من باز هم فكر ميكردم كه اگه همه آدما چنين نگاهي به دنيا داشته باشند زندگي و دنيا چقدر متفاوت خواهد شد ...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 8:58 توسط شبنم
|
|
||