|
|
|
|
|
وقتی یکی دو ساله بودم تو خیابونی زندگی می کردیم که حسینیه ارشاد سرش بود. اون روزها اوج محبوبیت و فعالیتهای روشنفکرانه دکتر شریعتی بود و پدر من از شیفته های استاد و هراز چندگاهی ما رو هم با خودش می برد . کلاس اول دبستان که بودم دکتر شهید شده بود و خوب یادمه بهترین شعری که دوست داشتم بخوانم این شعر بود : دکتر علی شریعتی معلم شهید ما جان به کفش نهاده بود الا الا چه همتی دکتر علی شریعتی و من همیشه دلم میخواست که به جای شعرهای توپ و هلو و پیشی و ... این شعر رو بخوانم. شاید احساس می کردم آدم مهمی هستم و دارم حرفهای مهمی می زنم ، معلم ، شهید ، چه همتی و ... . چند سال که گذشت در فضای سیاسی دهه شصت پدرم به همراه بعضی از دوستاش شریعتی می خواند و خوب یادمه آقای خسرو ف. شبها به خانه ما می آمد و عمده بحثشون یکی از کتابهای شریعتی بود . جملاتی از مذهب علیه مذهب و حسین وارث آدم رو خوب به خاطر دارم که چقدر در موردش بحث و جدل می کردند . کلاس پنجم که بودم داستان ابوذر غفاری دکتر رو خوانده بودم و کلاس اول راهنمایی فاطمه فاطمه است رو . بعضی از صحنه های کتاب ابوذر هنوز تو ذهنمه. دبیرستان که رفتم کتابهای دیگری خواندم و همیشه شیفته لحن جذابش بودم . تو دانشکده نظرات پولانزاس و آلتوسر و گرامشی رو خواندم و ربط اندیشه های دکتر شریعتی رو با این آدمها پیدا کردم . دوست عزیزم کبری علاقه وافری به شریعتی داشت و او بود که یک روز شادمانه به من اطلاع داد که دختر دوم دکتر شریعتی به ایران آمده و از قضا جامعه شناسی خوانده و حالا قراره که تو دانشکده جامعه شناسی دین درس بده. شاید به دلیل علاقه روزهای کودکی بود که پرواز کنان به کلاسش رفتم و در نهایت دیدم که نه تنها کم از پدر نداره بلکه ضعفهای تئوریکی را هم که به نظر من شریعتی به دلیل رسالتهای روشنفکرانه اش داشت نداره و از این جهت یک گام پیشتره . چند ماه گذشته فرصت دوباره ای بود برای اینکه به عنوان دانشجوی دکتر شریعتی جوان سر کلاسش بنشینم و احساس زنده بودم کنم . امروز سالروز شهادت دکتر شریعتی بود . جامعه ایران روزهای پر فراز و نشیبی رو می گذرونه . تعدای از اساتید ارزشمند دانشگاهها استعفا داده اند و من از طرفی نگران تمام ماجراهای پیش آمده هستم و از طرفی به کسی می اندیشم که بر تمام اعتقاداتش راسخ ماند و امروز بعد از سی و دو سال از مرگ ظاهری اش هنوز زنده است ... روحش شاد و راهش پر رهرو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 23:27 توسط شبنم
|
|
||