|
|
|
|
|
مهمانسراي دو دنيا نمايشي بود نوشته اريك امانوئل اشميت و به كارگرداني سهراب سليمي كه در سالن اصلي تئاتر شهر اجرا شد و من اين شانس رو داشتم كه دو بار ببينمش و البته چند نفر از ارزشمندترين آدماي زندگي مو به ديدنش دعوت كنم . اين چهارمين نمايش از امانوئل اشميت بود كه تو ايران اجرا مي شد و البته سومين نمايشش كه سهراب سليمي كارگرداني كرده بود . لازمه بگم كه اريك امانوئل اشميت دكتراي فلسفه داره و در انديشه هاي متاثر از آدمايي مثل ژان پل سارتره . خرده جنايتهاي زن و شوهري ، نواي اسرار آميز و مهمانسراي دو دنيا رو سهراب سليمي ساخته بود و نمايش فوق العاده " موسيو ابراهيم و گلهاي قرآن " كه ساخته عليرضا كوشك جلالي بود و به گمانم همه خوب بودند . دلم بيش از همه مي خواست كه از " موسيو ابراهيم و ... " بنويسم اما به زمان ديگه واگذارش مي كنم و امروز خلاصه اي از نمايش " مهمانسراي دو دنيا " مي نويسم . اما مهمانسراي دو دنيا جايي بود بين دو جهان . چند نفر كه در كما بودند و موضوع نمايش داستان اين چند نفر بود . هر كدام از افراد نگاه خاص خودشون رو به زندگي داشتن و تقابل بين اين نگاهها موضوع گفتگوها بود . ژولين مردي بود بدبين و نا اميد . رئيس دلبك تاجري بود با ويژگي هاي يه آدم حسابگر كه به همه چيز نگاه ابزاري و سود انگارانه داشت . لورا دختر فلجي بود كه نويسنده بخشي از حرفهاشو از زبان او مي گفت . دختر فلجي كه بسيار شاد و اميدوار مي زيست و شايد نگاهش به دنيا شباهتي به نگاه موسيو ابراهيم داشت البته به دليل تفاوت سن و سال و شرايط با ظاهري متفاوت . و لورا بود كه با تاثيري كه روي ژولين گذاشت نگاه ژولين رو هم به دنيا تغيير داد . در نهايت بعضي از افراد از كما بيرون آمدند و به زندگي برگشتند و بعضي ها زندگي رو براي هميشه ترك كردند و با آسانسور بالا رفتن ... از ويژگي هاي مثبت نمايش متن بسيار خوب ، دكور خوب ، اجراهاي خوب ، موسيقي خوب ( آهنگساز نمايش حسين عليزاده بود ) ، نورپردازي خوب بود . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت 13:11 توسط شبنم
|
|
||